+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/08/09ساعت 10:17 PM  توسط مسافر خدا
|
Each night , when I go to sleep , I die And the next morning , when I wake up , I am reborn .
سیمون وی در نامه به یک کشیش می گوید : خدا در جستجوی انسان است نه انسان در جستجوی خدا
پولاد پاره هاییم آهنرباست عشقت / اصل همه طلب تو در خود طلب ندیدم ... اصل همه طلب تو .... در خود طلب ندیدم...در خود طلب ندیدم ...
من از آبادي هاي يک درد در دنيا خبر دارم و از ويراني دلها نمي پرسم که مي دانم شبي در پاي يک ديوار آن مرد باراني دلش تنگ است و يا بلعيدن خرچنگ در بشقاب نقره لذتي دارد ؟ چرا دنيا نمي فهمد ؟ کسي ديگر به باران و نسيم و شبنم و سوسن نمي گويد که زيبايند و زيبايي همان چشمان آبي رنگ خواب آلوده ي افتاده بر يک بستر سردست خدا بايد به گردنهايمان قلاده آويزد اميدي نيست در مرداب ناامني فرو رفتيم چه بي پروا و نامردانه بر يک عابر تن خسته مي خنديم