تا سفره و نان بینی کی جان و جهان بینی * رو جان و جهان را جو ، ای جان و جهان من
امام علی (ع) : هیچ هدایتی جز یاد خدا نیست .
***
جاذبه خاک به ماندن می خواند و آن عهد باطنی به رفتن . عقل به ماندن می خواند و عشق به
رفتن .... و این هر دو را خدا آفریده است تا وجود انسان در آوارگی و حیرت میان عشق و عقل معنا
شود .
شهید سید مرتضی آوینی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ابیاتی از مولانا که حال و هوای ماه رمضان دارد ....
این دهان بستی دهانی بازشدتا خورنده لقمه های راز شد
صرف بستن دهان مطرح نیست ، می توانی از همین الان دهانت را ببندی اما هیچ اتفاقی
نخواهد افتاد تو بارها و بارها آن را امتحان کرده ای چه روزها را که در گرسنگی به سر برده ای
اما مزه هیچ لقمه رازی را در زیر زبانت حس نکرده ای ! بلکه بیشتر گرسنه تر و گرسنه تر هم
شده ای! بیشتر آرزوی غذا کرده ای!
منظور این است : پیاده شدن از نفس و رها ساختن آن و گرنه نخوردن و نشنیدن و ندیدن ...
به خودی خود هیچ تاثیری نخواهد داشت .عارفان می گویند برای یافتن خداوند شما می بایست
ناپدید شوید ، می بایست رفته باشید ، باید تهی گردید باید به آن درجه از آگاهی برسیم که
ماهیت واقعی نفس را درک کنیم .
منظور مولانا تسلیم مطلق خداوند شدن ، رسیدن به بی نفسی و رها کردن کامل شتر .
چند خوردی چرب شیرین از طعام
امتحان کن چند روزی در صیام
این به اختیار ماست که کی بیدار گردیم و یا اصلا بیدار نگردیم ! رویا ها و آرزوهای فریبنده
خواب ما را سنگین تر کرده است . از همین رو بیداری به درازا می انجامد ! بعضی ها
اعتقاد دارند که هفتاد سال عمر و زندگی به این کوتاهی برای کامل شدن کافی نیست
و به زمان بیشتری نیاز است اما این تنها یک بهانه است ، چرا که با این شکل از زندگی
و روندی که در پیش گرفته ایم حتی هزاران سال هم کافی نخواهد بود .
چند شب ها خواب را گشتی اسیر
یک شبی بیدار دولت بگیر
گر تو این انبان ز نان خالی کنی
پر ز گوهرهای اجلالی کنی
تا تو تاریک و ملول و تیره ای
دان که با دیو لعین هم شیره ای
این بیت نشانه های صحیح پیاده شدن را آشکارا نشان می دهد و به من و تو گوشزد
می کند اگر احساس ملامت کردی ، اگر دیدی تیرگی ها همچنان در دلت باقی مانده
بدان که همچنان در اسارت نفسی . حقیقت زمانی حس می شود که انسان به یکباره
نفس را ترک کرده باشد . نفس همچون دیوار است ، همانند یک پرده که میان انسان و
حقیقت قرار گرفته . منظورش نابودی و رسیدن به پوچی نیست بلکه از رسیدن به یگانگی
صحبت می کند .
طفل جان از شیر شیطان باز کن
بعد از آنش با ملک انباز کن
جدا شدن از آرزوها مقدمه رهایی از نفس است و رهایی از نفس آغاز اتصال با حقیقت .
لقمه تخم است و برش اندیشه ها
لقمه بحر و گوهرش اندیشه ها
فقط کافی است برخلاف عادت هایمان قدم برداریم روزه همین را می خواهد ،
آگاهی لحظه به لحظه از خداوند .
روزه می خواهد که مراقب صادرات و واردات خود باشیم ، چه در خوردن ، چه در شنیدن ،
چه گفتن و چه در اندیشیدن .
ــــــــــــــــــــــــــ
خلاصه ای از مطلب الماس های مولانا ـ برای خواندن کامل آن : مجله موفقیت ، شماره 149
