تبليغاتX
مهربون مثل ... خدا

مهربون مثل ... خدا

همه می خواهند بشر را عوض کنند ولی هیچ کس به فکر عوض کردن خود نیست ! تولستوی

آیین زندگی

 

بنام حق

*میلاد امام حسن مجتبی (ع) مبارک باد *

تقاضایم این است که این پست را  با صبر و حوصله ٬ تا به آخر ، به دقت بخوانید .

___

مدتی پیش رهنمود های امام علی (ع) را خوانده بودم و امروز که میلاد امام حسن مجتبی (ع) است فرصتی دست داد تا مجددا توصیه های مولایمان را بخوانم . سفارشات ایشان فوق العاده زیباست و بنده تنها خلاصه ای از بیانات ایشان را در اینجا نقل کرده ام ولی می بایست همه مطالب را با همان نظم گفتار ایشان خواند تا ارزش آن ٬ بیشتر نمایان شود . توصیه من به همه این است که حتما کل این وصایا را با دقت  بخوانید وسعی کنید عمل کنید . مطمئنا ضرر نمی کنید .

انشالله در فرصتهای آتی بخشهایی دیگر از این وصایا را نقل می کنم باشد که رستگار شویم .

___

آنچه پیش روی شماست ، سفارشات ، توصیه ها ،رهنمودها و آموزه های امیر المومنین علی (ع) به امام حسن مجتبی (ع) است نامه ای که حضرت مولا هنگام بازگشت از جنگ صفین ، در یکی از منازل بین راه خطاب به فرزندشان امام حسن (ع) نوشته اند و طی آن همه آنچه را که یک انسان برای زندگی در این جهان نیاز دارد مورد توجه قرار داده اند ولی این فقط ظاهر ماجراست ! در واقع مخاطب این وصایا ، ماییم ، تک تک ما .

سفارشات یک پدر است ، پدری که به راههای آسمان آشناتر است تا مسیرهای زمین .

___

تجربه عینی و آشکار من از بد عهدی و بی وفایی دنیا و طغیان و سرکشی روزگار از یک سو و آغوش گرم و گشاده آخرت ، از سویی دیگر ، وادارم ساخت که تمام هوش و حواسم معطوف خودم باشد ، لحظه ای چشم از خودم بر ندارم و به دیگری نسپارم . فهمیدم که من پیش و بیش از آن که مسئول مردمان باشم ، وظیفه دار خودم هستم و بر این دریافت ٬ عقل نیز صحه گذاشت و از افتادنم به دام هوای نفس بازداشت ...

وصیت و سفارش من به تو ٬ پروای از خداست و پای بندی به دستورات او و آباد ساختن دلت با یاد او ...

*سخنی که وظیفه نداری نگو .

* به راهی که بیم گمراهی می رود ، قدم مگذار که توقف در آستانه گمراهی بهتر است از سوار شدن بر امواج هولناک .

* مبادا که در راه خدا نکوهش ملامتگران دلت را بلرزاند ...

*در فهم دین بکوش .

* بدان دانشی که بکار نیاید مفید نیست و در آن دانشی هم که آموختنش شایسته نیست سودی نیست .( علمی که به اصلاح انسان منجر نشود گمراهی است ).

*ستم مکن ! همچنانکه دوست نداری بر تو ستم شود و خوبی کن همچنانکه دوست داری با تو خوبی کنند و آنچه برای دیگران زشت می انگاری ٬ برای خودت هم زشت بدان . از مردم بگذر ٬ آنسان که دوست داری از تو بگذرند  و نگو آنچه نمی دانی ٬ هر چند کم باشد آنچه می دانی و نگو آنچه را که دوست نداری درباره تو بگویند .

* بدان که خودپسندی ناپسند است و آفت عقل و خرد .

* در حد توان بکوش و آنگه که به مقصد و مقصودت رهنون شدی ٬ تا می توانی نسبت به پروردگارت خاشع و فروتن باش . بدان که پیش روی تو راهی است دور و دراز و سختی و مشقتی جانگداز . در این مسیر به تلاش و طلبی جانانه محتاجی و توشه ای که تو را به مقصد برساند بی آنکه پشتت را سنگین گرداند و به هوش باش که بیش از طاقتت بار بر نداری و بر پشت نگذاری چنانکه سنگینی اش تو را بیازارد و به ستوه آورد .

*بدان که بی شک تو برای آن جهان خلق شده ای نه این جهان . برای نبودن در این جهان نه برای بودن جاودان ، برای مردن نه برای زنده ماندن . و تو از مرگی گریزانی که هیچ گریزنده ای از چنگ آن خلاصی ندارد . مرگ از شکار خودش نمی گذرد و بی تردید به چنگش می آورد . پس مراقب باش که تو را در حین ارتکاب گناه ، نگیرد . به خودت وعده می دهی که ار آن گناه توبه می کنی اما مرگ ٬ میان تو و توبه ات جدایی می اندازد و این یعنی کمر نابودی خودت بسته ای .

*ای فرزند جانم ٬ مرگ را پیوسته در نظر بیار و مقصد این سفر شتابناک را به خاطر بسپار و ببین که پس از مرگ چه ها باید دید و به کجا باید رسید .که وقتی مرگ از راه رسید ٬ کمر بسته و حاضر به یراق و پا به رکاب باشی . نه اینکه مرگ ٬ ناگهانی و غفلتا در رسد و تو را در سیطره خویش بگیرد .

*اهل دنیا سگانی هستند که پیوسته پارس می کنند و درندگانی که مدام زوزه می کشند و با خشم و نفرت به یکدیگر یورش می برند . قدرتمندشان ، ضعیف تر را می بلعد و بزرگترشان بر کوچکتر سلطه می یابد . همگی چهار پایند . برخی پای بسته و عده ای لجام گسیخته . عقلهایشان را گم کرده اند و بر مرکب جهالت ، راهی جاده های نامعلوم شده اند . حیوانات بی زبان رها شده در سختی بیابان ، مشغول چریدن علفهای خسران و زیان . نه چوپانی که سروسامانشان دهد ونه شبانی که به چراشان برد . دنیا به کوره راهشان می راند و چشمشان را از روشنای هدایت می پوشاند...

*فرصت را دریاب پیش از آن که تبدیل به غصه و محنت شود ...

*خشم را جرعه جرعه بنوش و از بروزش چشم بپوش که من ندیدم شربتی تا بدین حد نیک فرجام و شیرین سرانجام .

*بهره تو از دنیا همانقدر است که برای آخرتت بکار می گیری . اگر بناست که به خاطر آنچه از دست داده ای ، ضجه بزنی ، سزاست که برای آنچه بدست نیاورده ای هم مویه کنی . از بوده ها پی به نابوده ها ببر . چرا که قضایا شبیه به یکدیگرند .

*انجام هر کار بد را به تاخیر بینداز چرا که هر زمان بخواهی می توانی در انجامش ، شتاب کنی .

___

منبع : نهج البلاغه .

و نیز می توانید به کتاب " وصایای امیر المومنین به امام حسن مجتبی (ع)  آیین زندگی "  ترجمه و توضیح : سید مهدی شجاعی ٬ مراجعه کنید .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/06/15ساعت 12:26 PM  توسط مسافر خدا  |