تبليغاتX
مهربون مثل ... خدا

مهربون مثل ... خدا

همه می خواهند بشر را عوض کنند ولی هیچ کس به فکر عوض کردن خود نیست ! تولستوی

living 25 years ... این قافله عمر عجب می گذرد

 

هنگام سپیده دم خروس سحری     دانی که چرا همی کند نوحه گری؟

یعنی که نمودند در آینه صبح          کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری

***

زایش ... تولد روحانی ... تولد دوباره  و ...

چقدر خوب است که همگام با افزایش سن ، رشد عقلانی و روحانی نیز داشته باشیم

 ٬ خوب زندگی کنیم . راستی اگر نسبت به قبل تفاوت چشمگیر نداشته باشیم آنوقت

روز تولد بیشتر دلگیر است تا شادی آور !

***

غنچه با دل گرفته گفت:
زندگی
لب زخنده بستن است
گوشه ای درون خود نشستن است
گل به خنده گفت
زندگی شکفتن است
با زبان سبز راز گفتن است
گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش می رسد
تو چه فکر میکنی
کدام یک درست گفته اند
من فکر می کنم گل به راز زندگی اشاره کرده است
هر چه باشد او گل است
گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است!

ـ زنده یاد قیصر امین پور

ـــــــ

مدتی است وقتی به فکر فرو می روم و به آدمها و از جمله خودم می نگرم دلم

برای خودم و همه آدمها می سوزد ... دلیلش ؟ بماند .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

صبح با زنگ تلفن از خواب پریدم و ... سر درد گرفتم !  چند وقتی میشود که برای امروز

لحظه شماری می کردم  و  تصمیم داشتم روز خوبی و داشته باشم اما احساس کردم

 سردرد بنای ناسازگاری گذاشته و روزم و دارد خراب می کند ! حتی تصمیم گرفتم دانشگاه

نروم ولی با خودم گفتم نه٬ نباید امروز ضایع بشود و خدا را شکر همه چی خوب پیش رفت .

( یاد قانون جذب و راز و ... افتادم ) .

احساس می کنم بهترین هدیه را اول از همه خدا داد ولی چند روز قبل . (سورپرایز کرد ....! )

هر چقدر تشکر کنم باز هم کمه .

ـــــ

واقعا استاد ادیان هند و متون ادیان به زبان خارجه ۳ در این ترم ٬ یک موهبت است .

 از این بابت بسیار خشنودم .

ــــــ

از "دیدی" که امروز کامنت گذاشتند ـ ولی آدرسی نگذاشتند ـ  و تبریک گفتند ممنونم .

   غافلگیر شدم !

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/16ساعت 7:39 PM  توسط مسافر خدا  | 

خدا با صابران است ....

 

امام علی ( ع ) : چقدر پندها بسیارند و پند پذیران چه اندک اند !

***

آدم بر زمین هبوط کرد تا عشق بیاموزد و شیطان را نیز خدا آفریده بود تا عشق آدم به ظهور برسد

نه آنکه عاشقی بداند . او اهل عشق نبود چرا که تا با امری خلاف عقل خویش مواجه شد گردن از

 طاعت معشوق پیچید و حکم عقل گرای خویش را گردن نهاد و پیروان شیطانی نیز همه چنین اند .

شهید سید مرتضی آوینی .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چند وقتیست که سحرها و وقت اذان صدایی می آمد و من دلم می سوخت ....

 صدای یک خروس !

اما صدایش خیلی عجیبه خیلی ٬ یک صدای گرفته و بهتر بگویم دل آدم را کباب می کند .

اما امرور همچنان که داشت با همان صدایش تسبیح خدا را می گفت ایندفعه بجای اینکه دلم برایش

 کباب شود ناخودآگاه یاد خود افتادم . با شنیدن صدایش یادم افتاد که این موجود با این

 صدایش بموقع تسبیح می گوید و .... اما ....

نمی دانم اما من و خیلی به فکر فرو برد . راستش ... به آن موجود غبطه خوردم ...

ــــــ

چند وقتی بود دلم خیلی گرفته بود یک مساله ای پیش آمده بود و سوالهایی از خدا داشتم و ...تردید !

ودوست داشتم جواب سوالهایم را بدهد و امروز خوشحال شدم جواب تک تک سوالهایم را به وضوح داد .

از این موضوع یک درس هم گرفتم ...هیچوقت نباید مایوس شد مطمئن باشید جواب می دهد ٬ فقط

 یک مقدار صبر لازم است ...

خدایا شکرت

ـــــــــــــــــــــــــــ

 خدا صابران را دوست دارد ٬ صبر پیشه کنیم در همه مراحل ... این صبر خیلی مهمه بهش خیلی

 نیاز دارم . خدایا به هممون صبر عطا کن .

آمین

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/07/03ساعت 6:33 AM  توسط مسافر خدا  |